ناگفته‌هایی از دانشجویی که با دست‌هایش می‌خواند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۱۸۹۸۸

ناگفته‌هایی از دانشجویی که با دست‌هایش می‌خواند

دو برادر روشندل دانشجوی دانشگاه تهران در روز عصای سفید از تجربه‌های تحصیل، چالش‌های دسترس‌پذیری و امید برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر برای نابینایان گفتند.

ناگفته‌هایی از دانشجویی که با دست‌هایش می‌خواند

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو به نقل از دانشگاه تهران؛ به مناسبت روز «عصای سفید»، نماد استقلال و اراده روشندلان، دو برادر روشندل دانشجوی دانشگاه تهران، که جهان را نه با چشم، بلکه با دل، صدا و لمس درک می‌کنند، گفت‌وگویی از جنس امید و تلاش داشتند.

 

حاتم حردانی دانشجوی نابینای رشته ادبیات عربی مقطع کارشناسی دانشگاه تهران در تعریف خود از روشندلی گفت: «انسانی هستم که چشمهایش را در احساسات دیگرش حل کرده است. با وجود اینکه از چشم ظاهر محروم هستم، ولی می‌توانم با جایگزین کردن و آمیختن این حس با احساسات دیگر، این محدودیت و ضعف را جبران کنم. من برای جبران آن با دستهایم می‌خوانم، با گوش‌هایم می‌نویسم و با پاهایم قدم‌های بلندتری برمی‌دارم و عصای سفید به دست می‌گیرم».

 

بوی اصالت و تاریخ در دانشگاه تهران

وی درباره تصوراتش از دانشگاه تهران قبل از حضور فیزیکی در دانشگاه گفت: «تصویر اولیه من از دانشگاه تهران، یک تصویر کاملاً صوتی بود. در ذهن‌ام محیطی را متصور بودم که در آن دانشجویان مشغول قدم زدن هستند و صدای پچ پچ دانشجویان موقع صحبت کردن شنیده می‌شود. در واقع، در آن فضا بویی از اصالت و تاریخ موج می‌زد».

 

دانشجوی دانشگاه تهران ادامه داد: «زمانی که خبر قبولی‌ام در دانشگاه تهران را متوجه شدم، بسیار خوشحال شدم و فراتر از اینکه، آن روز برای من روز «ما می‌توانیم» بود، روزی بود که به من ثابت شد تلاش‌هایی که کرده‌ام بی‌نتیجه و بی‌ثمر نبوده است. خوشحال بودم، چون این مسیر را برای آیندگان هموار کرده بودم و این برای من حس غرورانگیزی داشت».

 

حردانی با اشاره به اینکه چالش‌های زیادی در مسیر تحصیل داشتم، افزود: «یکی از چالش‌های من در دانشگاه، پیدا کردن مسیر‌ها بود. با توجه به اینکه محیط دانشگاه وسیع است و برای افرادی مثل من با آسیب بینایی دسترس پذیر نشده است. تبدیل کتاب‌های پی دی اف به متن، عدم دسترسی به برخی از کتاب‌ها از دیگر چالش‌هایی بود که با آن موجه بودیم. البته کمک اطرافیان، دوستان و اساتید با توضیحات بیشتر، این مشکلات را تا حدودی حل کردند، اما باید این مشکلات با استفاده از فناوری‌های نوینی که وجود دارد، راحت‌تر و سریع‌تر حل شود».

 

وی ضمن درخواست نسبت به اینکه محل عبور دانشجویان در دانشگاه دسترس پذیر شود، بیان کرد: «می‌توان با استفاده از خطوط برجسته و تابلو‌های صوتی و ساخت اپلیکیشن‌هایی که بتواند مسیر را به طور دقیق نشان دهند، مسیر را برای نابینایان دسترس پذیر کرد. اگر این موارد انجام شود، می‌توانیم دانشگاه تهران را به عنوان یک دانشگاه دغدغه‌مند در زمینه دسترس‌پذیر کردن مسیر‌ها برای نابینایان معرفی کنیم».

 

در این مسیر تنها نیستیم!

دانشجوی دانشگاه تهران گفت: «هم‌کلاسی‌هایمان در یادگیری بخش‌هایی از درس که روی تخته نوشته می‌شد و برای ما قابل لمس نبود، کمک می‌کردند تا برای ما هم قابل فهم باشد. خواندن کتاب یکی از درس‌ها برای ما بسیار سخت بود و تمام ترم را به دنبال آن بودیم که یک نفر این کتاب را تبدیل به صوت کند. یکی از دوستانم آقای «عرفان خادمی»، این کتاب را در عرض سه هفته تبدیل به صوت کرد و من اصلاً در جریان نبودم که ایشان در حال انجام این کار است و وقتی آن را فرستاد، بسیار خوشحال شدم و به من ثابت شد که در این مسیر تنها نیستم».

 

حردانی با اشاره به اینکه مردم فکر می‌کنند نابینا هیچ کار نمی‌تواند انجام دهد، گفت: «ما فقط زندگی را متفاوت می‌بینیم و راه‌مان فرق می‌کند، اما نقطه نهایی و هدف یکسان است. من هم مانند همه کسانی که بینا هستند، توانستم وارد دانشگاه تهران شوم و تحصیل کنم. مثل همه آدم‌ها به تازگی ازدواج کردم و مانند همه افراد به رستوران می‌روم و کار‌های شخصی‌ام را انجام می‌دهم. جزئیات جهان است که زندگی را زیبا می‌کند، لطافت هوا، خنده یک دوست و مواردی از این دست، باعث می‌شود حالمان خوب شود. اگر واقعاً دل آدم‌ها صاف باشد و از خیلی متعلقات فارغ باشد، خیلی راحت می‌تواند در شرایط خاص، زندگی عادی داشته باشد».

 

ضرورت آگاهی‌بخش در جامعه نسبت به توانایی نابینایان

وی با تأکید بر اینکه بهترین رفتار با نابینایان این است که برای کمک سوال پرسیده شود، به این صورت که چطور می‌توانم کمک کنم و اگر برای کمک، بدون سوال پرسیدن اقدام شود، محترمانه نیست و حریم خصوصی افراد نقض شده است، گفت: «توانایی افراد نابینا و معلول قابل درک برای جامعه نیست، از این رو باید رسانه‌ها، برنامه‌هایی با حضور نابینایان و معلولان تهیه کنند که توانایی این افراد دیده شود و به طور غیر ارادی باعث می‌شود که نوعی آگاهی بخشی در جامعه انجام شود».

 

دانشجوی دانشگاه تهران اظهار کرد: «یکی از مواردی که باعث شد در مسیر تحصیل انگیزه داشته باشم، عدم آگاهی جامعه بود. مردم همیشه فکر می‌کنند که خیلی از کار‌ها را نمی‌توانیم انجام دهیم، اما از پس خیلی از کار‌ها برمی‌آییم و من می‌خواستم به خودم و دیگران ثابت کنم که می‌توانیم. رقابت با افراد عادی حتی با وجود یک حس کمتر، برایم جذاب بود».

 

راهبر و کاپیتان کشتی زندگی خودتان باشی

حردانی استقلال را به این معنی دانست که راهبر و کاپیتان کشتی زندگی خودت باشی و معتقد بود کمک گرفتن به این معنی نیست استقلال نداریم، گفت: «دانشجویان نابینا باید بدانند که با وجود همه محدودیت‌هایی که وجود دارد، نباید ناامید شوند و نابینایی پایان زندگی نیست. ما باید مسیر را به گونه‌ای هموار کنیم که آیندگان این محدودیت‌ها را تجربه نکنند».

 

وی با اشاره به اینکه عصای سفید، پرچم استقلال نابینایان است و قلمی است که بر سطح نقشه زمین می‌کشیم و برای من راز‌های پیش روی‌ام را روشن می‌کند، خاطرنشان کرد: «برادرم در مسیر تحصیل بسیار همراهم بود و بزرگترین دستاورد مشترک من و برادرم از دوران دانشجویی این بود که اعتماد به نفس‌مان بیشتر شد چرا که توانستیم به بزرگترین دانشگاه ایران یعنی دانشگاه تهران، وارد شویم و تحصیل کنیم».

 

حیدر حردانی دانشجوی کم بینای دانشگاه تهران نیز درباره تصورات خود از دانشگاه تهران گفت: «دانشگاه تهران را با ساختمان‌های بلند و سختگیری اساتید متصور بودم. زمانی که در مدرسه محصل بودم، یک بار از خیابان شانزده آذر عبور کردم و با توجه به اینکه کم بینا هستم، تصوراتی از دانشگاه تهران داشتم».

 

وی درباره حس خود نسبت به قبولی در دانشگاه تهران گفت: «قبولی در دانشگاه تهران برای هر فرد اتفاق بزرگی است و باعث خوشحالی می‌شود، البته برای فردی با ویژگی‌های بنده، خوشحالی بیشتری را به ارمغان می‌آورد. در واقع زحمات چندین ساله‌ام در آن روز پاسخ داده شد و به نتیجه رسید».

 

چالش بزرگ مسیر تحصیل

حردانی با تأکید بر اینکه کمبود منابع صوتی در مسیر تحصیل چالش بزرگی است، افزود: «یکی از چالش‌های ما در مسیر تحصیل صوتی کردن کتاب‌ها بود البته هم‌کلاسی‌هایمان و بچه‌های بسیج دانشکده و کانون‌ها در این زمینه کمک کننده بودند و این چالش را تا حد زیادی برایمان حل کردند. حس همراهی بچه‌ها در فعالیت‌ها و بخش‌هایی از درس که برایمان قابل فهم نبود، بسیار ارزشمند بود».

 

دانشجوی کم بینای دانشگاه تهران نسبت به عدم اطلاع رسانی نصب بنر‌ها در مسیر دانشگاه گلایه کرد و گفت: «نصب داربست‌ها و بنر‌ها در مسیر دانشجویان، رفت و آمد را برای افرادی شبیه به من بسیار سخت می‌کند چرا که ما به مسیر عبور و مرورمان عادت می‌کنیم و با توجه به عدم اطلاع رسانی، در بسیاری از مواقع آسیب می‌بینیم».

 

وی با اشاره به اینکه بزرگترین سوءتفاهم مردم نسبت به ما این است که نمی‌توانیم کارهایمان را انجام دهیم، افزود: «متخصصانی در این زمینه و آموزش استثنایی فعالیت می‌کنند، که می‌توانند با همکاری رسانه ملی نسبت به شناخت جامعه از توانایی‌ها و ظرفیت‌های نابینایان، کمک کنند. استقلال به این معنی است که افراد برای زندگیشان برنامه‌ریزی داشته باشند و اگر سوالی در زمینه‌های مختلف از سوی افرادی شبیه به ما پرسیده می‌شود، نشان دهنده این نیست که استقلال نداریم».

 

حردانی بر انگیزه گرفتن از افراد نابینا که به جایگاهی رسیده‌اند تأکید کرد و گفت: «تردد بچه‌ها در فضای دانشگاه، محیط فعال، پویا و شاداب دانشگاه باعث می‌شود که به حضور در دانشگاه تهران، افتخار کنم. ضعف‌هایی نسبت به اطلاع رسانی شرایط ما به جامعه وجود دارد، که دانشگاه می‌تواند شروع کننده این مسیر باشد. دانشگاه می‌تواند از خط برجسته برای تردد نابینایان در دانشگاه استفاده کند تا دانشجویان نابینا بتوانند براساس آن خط‌ها، مکان‌های مورد نظر خود را پیدا کنند».

 

دانشجوی کم بینای دانشگاه تهران بیان کرد: «اختلاف سنی من با برادرم، یک سال است و از همان ابتدای تحصیل با هم بودیم. در سن یازده سالگی مستقل شدن را با ورود به شهر تهران تجربه کردیم. در این مسیر سخت، داشتن همراه بسیار اهمیت دارد و اگر این همراه برادرت باشد، بسیار انرژی بخش خواهد بود. هر جا که با مشکلی مواجه می‌شدیم از یکدیگر کمک می‌گرفتیم».

 

وی خاطر نشان کرد: «معرفی، مصاحبه و برخورد با دانشجویان نابینا و معلولان نباید مختص به یک روز باشد بلکه باید استعداد بچه‌هایی که یک حس کمتر از افراد عادی دارند، دیده شود. بنده جز دانشجویان استعداد درخشان هستم و با معدل ۱۸ مستقیم وارد مقطع ارشد شدم و در حال حفظ قرآن کریم نیز هستم».

پربازدیدترین آخرین اخبار